26- - تاریخ: 1396/11/12 ساعت: 12:47
[unable to retrieve full-text content]با نهایت احترام ، گلاب به روتون xa0بعضی از آدمایِ اطرافمون حتی ارزش اینو ندارن که روشون بالا بیاریم ! بیخیـــال ... بیاین ما خوب باشیم فقط .xa0
27_ - تاریخ: 1396/11/12 ساعت: 12:47
[unable to retrieve full-text content]هان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیب. باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور _خدایا مرسی از اینکه به ساعت نرسیده راه حلشو نشونم دادی!
28- این قسمت : گروگان گیری :دی - تاریخ: 1396/11/12 ساعت: 12:47
ساعت هشت شب کل ِ خاندان دنبال مامانت بگردن و تو توی خواب ناز باشی ! تو خواب و بیداری کلی غُرغُر بشنوی که دختره ی ِ احمق مثلا یکی از اعضای ِ خانواده تو دزدیدن چقدر بیخیالی که یه تکون به خودت نمیدی  ولی بازم همچنان از شدت خستگی متوجه عمق فاجعه نشی و تا یک ساعت بعدشم بگیری بخوابی درحالی که همه رفتن در ...
2 - - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:56
میتونم بگم ناب ترین روزهای زندگیم این دوسال بود . یادمه قبلنا چقدر سر سادگیم حرص میخوردم و اینکه چرا اینقدر راحت به بقیه اجازه میدم غرورم و له کنن . خیلی دل نازک بودم و سریع می بخشیدم و فراموش میکردم . بیشتر اهلxa0ِ سکوت بودم و درتعجبم را همیشه حق و به دیگران میدادم ؟ چرا همیشه عذاب وجدان ناراحت شدن...
3 - - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:56
3 - کسی که قبل از دیدن مرگ عزیزانش میمیره یکی از خوشبخت ترین های عالمه + نوشته شده در xa0چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعتxa023:25xa0 توسطxa0امیلیxa0 |xa0
4 - - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:56
[unable to retrieve full-text content]رفتنت و هیچ وقت باور نمیکنم . هیچ وقت
6 _ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 9:09
مثلا اینکه یادم میوفته تو این چند سال گذشته چقدر نوسانات روحیو پشت سر گذاشتم . چقدر چیز یاد گرفتم و محکم شدم . فهمیدم باید دنبال راه حل مشکلم باشم بجای اینکه چند روز اول خودمو تو حسرت و افسوس گذشته غرق کنم و بعد به اصرار خانواده از حصار تنهاییم بیام بیرون و به روال عادی زندگی برگردم. آره ! میتونم جس...
5 - - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 15:39
چرا هیچکس فوبیای از دست دادن ما رو نداره ؟ چرا فقط ما میترسیم از دست بدیم ؟ _ اگه میتونستین خودتون زمان زندگی و کشورتونو خودتون تعیین کنین ، انتخاباتون چی بود؟ منکه فرانسه رو انتخاب میکردم . زمان حضرت مسیح یا یه سالهایی بین قرون هیجده و نوزده .(کاری به بد یا خوب بودنش ندارم فقط برام جالبه) بنظرم راه...
1 - چهارشنبه ها - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 3:36
چهارشنبه ها روز رسیدگی به ظاهر ِ . ساعت دو و بیست دقیقه تعطیل میشم و تا می رسم خونه میشه سه . سه تا پنج جلوی تلوزیون لم میدم یادِ روزهای قبلی میوفتم که هی با خودم میگفتم چند روز دیگه همچین موقعی هیچ کاری نداری و ذوق میکنم . پنج تا هفت عصرم میرم حموم
2 - - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 3:36
میتونم بگم ناب ترین روزهای زندگیم این دوسال بود . یادمه قبلنا چقدر سر سادگیم حرص میخوردم و اینکه چرا اینقدر راحت به بقیه اجازه میدم غرورم و له کنن . خیلی دل نازک بودم و سریع می بخشیدم و فراموش میکردم . بیشتر اهلxa0ِ سکوت بودم و درتعجبم را همیشه حق و به